مقالات
 




شماره خبر :١٦١٠٥   تاریخ انتشار خبر : سه شنبه ٢٣ شهريور ١٣٨٩    ا   ٠٨:٥٥
 
با تأکید بر جنگ افغانستان، عراق و تنش با ایران
جنگ نرم امریکا در حوادث پس از 11 سپتامبر
این نوشتار به بررسی جنگ تبلیغاتی امریکا پس از حملات 11 سپتامبر می‌پردازد. کاخ سفید پس از این حملات، فرصتی یافت تا به بهانهٔ جنگ علیه تروریسم و مبارزه با سلاح‌های کشتارجمعی و بنیادگرایی اسلامی به تقویت هژمونی خود در منطقهٔ استراتژیک خاورمیانه بپردازد. امریکا برای گسترش هژمونی سلطة خود از تکنیک‌های تبلیغات رسانه‌ای بیشترین سود را می‌برد...
جنگ نرم امریکا در حوادث پس  از 11 سپتامبر

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 <! /* Font Definitions */ @font-face {font-family:Wingdings; panose-1:5 0 0 0 0 0 0 0 0 0; mso-font-charset:2; mso-generic-font-family:auto; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:0 268435456 0 0 -2147483648 0;} @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627421319 -2147483648 8 0 66047 0;} @font-face {font-family:"B Nazanin"; panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; mso-font-charset:178; mso-generic-font-family:auto; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:24577 -2147483648 8 0 64 0;} @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-parent:""; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} p.MsoFootnoteText, li.MsoFootnoteText, div.MsoFootnoteText {mso-style-link:" Char Char3"; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} p.MsoHeader, li.MsoHeader, div.MsoHeader {mso-style-link:" Char Char2"; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; tab-stops:center 234.0pt right 468.0pt; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} p.MsoFooter, li.MsoFooter, div.MsoFooter {mso-style-link:" Char Char1"; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; tab-stops:center 234.0pt right 468.0pt; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} span.MsoFootnoteReference {vertical-align:super;} a:link, span.MsoHyperlink {color:blue; text-decoration:underline; text-underline:single;} a:visited, span.MsoHyperlinkFollowed {color:purple; text-decoration:underline; text-underline:single;} p {mso-margin-top-alt:auto; margin-right:0cm; mso-margin-bottom-alt:auto; margin-left:0cm; mso-pagination:widow-orphan; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} p.MsoAcetate, li.MsoAcetate, div.MsoAcetate {mso-style-link:" Char Char"; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:8.0pt; font-family:Tahoma; mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} span.CharChar3 {mso-style-name:" Char Char3"; mso-style-locked:yes; mso-style-link:"Footnote Text"; mso-ansi-language:EN-US; mso-fareast-language:EN-US; mso-bidi-language:AR-SA;} span.CharChar2 {mso-style-name:" Char Char2"; mso-style-locked:yes; mso-style-link:Header; mso-ansi-font-size:12.0pt; mso-bidi-font-size:12.0pt; mso-ansi-language:EN-US; mso-fareast-language:EN-US; mso-bidi-language:AR-SA;} span.CharChar1 {mso-style-name:" Char Char1"; mso-style-locked:yes; mso-style-link:Footer; mso-ansi-font-size:12.0pt; mso-bidi-font-size:12.0pt; mso-ansi-language:EN-US; mso-fareast-language:EN-US; mso-bidi-language:AR-SA;} span.CharChar {mso-style-name:" Char Char"; mso-style-locked:yes; mso-style-link:"Balloon Text"; mso-ansi-font-size:8.0pt; mso-bidi-font-size:8.0pt; font-family:Tahoma; mso-ascii-font-family:Tahoma; mso-hansi-font-family:Tahoma; mso-bidi-font-family:Tahoma; mso-ansi-language:EN-US; mso-fareast-language:EN-US; mso-bidi-language:AR-SA;} /* Page Definitions */ @page {mso-footnote-separator:url("file:///C:/DOCUME~1/SHAHBA~1.MAR/LOCALS~1/Temp/msohtml1/01/clip_header.htm") fs; mso-footnote-continuation-separator:url("file:///C:/DOCUME~1/SHAHBA~1.MAR/LOCALS~1/Temp/msohtml1/01/clip_header.htm") fcs; mso-endnote-separator:url("file:///C:/DOCUME~1/SHAHBA~1.MAR/LOCALS~1/Temp/msohtml1/01/clip_header.htm") es; mso-endnote-continuation-separator:url("file:///C:/DOCUME~1/SHAHBA~1.MAR/LOCALS~1/Temp/msohtml1/01/clip_header.htm") ecs;} @page Section1 {size:21.0cm 842.0pt; margin:2.0cm 62.35pt 59.55pt 59.55pt; mso-header-margin:35.45pt; mso-footer-margin:35.45pt; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} /* List Definitions */ @list l0 {mso-list-id:400717743; mso-list-type:hybrid; mso-list-template-ids:-1287248802 67698703 67698713 67698715 67698703 67698713 67698715 67698703 67698713 67698715;} @list l0:level1 {mso-level-tab-stop:none; mso-level-number-position:left; text-indent:-18.0pt;} @list l1 {mso-list-id:620890569; mso-list-type:hybrid; mso-list-template-ids:-907906564 -518220616 67698691 67698693 67698689 67698691 67698693 67698689 67698691 67698693;} @list l1:level1 {mso-level-number-format:bullet; mso-level-text:; mso-level-tab-stop:none; mso-level-number-position:left; text-indent:-18.0pt; font-family:Symbol;} @list l2 {mso-list-id:798886480; mso-list-type:hybrid; mso-list-template-ids:786096280 67698703 67698713 67698715 67698703 67698713 67698715 67698703 67698713 67698715;} @list l2:level1 {mso-level-tab-stop:none; mso-level-number-position:left; text-indent:-18.0pt;} @list l3 {mso-list-id:1790514854; mso-list-type:hybrid; mso-list-template-ids:-1099542902 -648257754 67698691 67698693 67698689 67698691 67698693 67698689 67698691 67698693;} @list l3:level1 {mso-level-start-at:15; mso-level-number-format:bullet; mso-level-text:-; mso-level-tab-stop:36.0pt; mso-level-number-position:left; text-indent:-18.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-font-family:"B Nazanin";} ol {margin-bottom:0cm;} ul {margin-bottom:0cm;} >

محمد اسلام ياري شگفتي[1] / سيد احمد عسكري[2]

 

چکیده

این نوشتار به بررسی جنگ تبلیغاتی امریکا پس از حملات 11 سپتامبر می‌پردازد. کاخ سفید پس از این حملات، فرصتی یافت تا به بهانهٔ جنگ علیه تروریسم و مبارزه با سلاح‌های کشتارجمعی و بنیادگرایی اسلامی به تقویت هژمونی خود در منطقهٔ استراتژیک خاورمیانه بپردازد. امریکا برای گسترش هژمونی سلطة خود از تکنیک‌های تبلیغات رسانه‌ای بیشترین سود را می‌برد. تبلیغات روانی یکی از ابزارهای نرمِ قدرت جهانی است که در سیاست کلان آن درکنار سایر ابزارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی به منظور تحقق اهداف سیاست خارجی به کار می‌رود. استراتژی نرم امریکا در محمل رسانه‌ای انجام می‌گرفت و کارکردش هموار کننده نظام هژمونیک اهداف سیاسی- نظامی بود. نوشتار حاضر بر مبنای نظریة هژمونی آنتونیوگرامشی به تحلیل جنگ تبلیغاتی امریکا در روند اشغال افغانستان و عراق به بهانه پاکسازی سلاح‌های کشتار جمعی و تنش‌آفرینی با جمهوری اسلامی ایران، در برهه زمانی پس از حادثه سپتامبر 2001 می‌پردازد. سؤال تحقیقی در این فضای جنگ نرم رسانه‌ای و نظامی این است که آیا همان‌گونه که امریکا با جنگ‌رسانه‌ای و سپس عملیات نظامی، کشورهای افغانستان و عراق را تصرف کرد، آیا در مورد ایران هم همین استراتژی را می‌تواند پیش ببرد؟ کاخ سفید با وجودی که بر این امر واقف است که جمهوری اسلامی منافع آن را در خاورمیانه به خطر انداخته است، بیش از آنکه از جنگ‌های نظامی بهره گیرد از جنگ‌های نرم و تبلیغاتی استفاده می‌کند چراکه جنگ نظامی در موقعیت فعلی هزینه‌ای سنگین دارد و شرایط آن نیز فراهم نیست. در مقابل ایالات متحده ابزار تکنیکی کافی برای یک جنگ نرم سازمان یافته را در اختیار دارد.

واژگان کلیدی: خاورمیانه، هژمونی رسانه‌ای، جنگ نرم، جنگ روانی و تبلیغاتی، 11سپتامبر

 

مقدمه

حوادث 11 سپتامبر، فصلی جدید را در توسعهٔ قدرت هژمونیکِ ژاندارم جهان رقم زد. پس از حمله به نماد‌های قدرت امریکا رسانه‌های این کشور با چاپ و پخش تصاویر غیرمتعارف گروه طالبان و القاعده به رهبری اسامه بن‌لادن، نخستین پندارهای مقدماتی را در اذهان مردم شکل دادند. تبلیغات رسانه‌ای به سمتی جهت‌گیری شده بود که تنها یک چیز می‌توانست نفرت عمومی برخاسته از این حادثه را تسکین دهد: انتقام؛ واژه‌ای که بارها توسط رسانه‌های متعدد امریکایی تکرار شد.

تبلیغات بین‌المللی در نقش یکی از وسایل فعال در سیاست خارجی (العوینی، 1369) توسط قدرت‌های رسانه‌ای امریکا در جهت جنگ اعصابی بر پایه استراتژی وحشت طراحی شد (معاونت فرهنگی سپاه، 1382) جنگ مقدماتی، جنگی رسانه‌ای بود؛ جنگی بهداشتی، آرام و بدون خونریزی (ضیائی‌پرور، 1383) با هدف از بین‌بردن روحیه دشمن، بالا بردن روحیه نیروهای خودی و دلگرمی دادن به متحدین. در این جنگ تبلیغاتی، رسانه‌ها به مثابة ابزار اساسی و موتور محرکه به شمار می‌آیند و متخصصان، استراتژیست‌های تبلیغاتی و کارگزاران رسانه‌ای به‌عنوان سربازان جنگ رسانه‌ای قلمداد می‌شوند. در اینگونه جنگ‌ها تسخیر در حوزه اذهان صورت می‌گیرد چرا که هر امپراتور برای دوام بیشتر درصدد تسخیر روح و ذهن ... است (ضیایی‌پرور، 1383).

11 سپتامبر سرلوحه تحرکات نرم رسانه‌ای و سخت امریکا بود. بر این اساس، گام‌هایی به سوی جنگ تبلیغاتیِ تمام‌عیار علیه کشورهایی که بنابر ادعای امریکا مأمن تروریست‌ها و محور شرارت بودند برداشته شد. در این فضا، جنگ در دو عرصه رخ می‌داد: میدان جنگ و افکار عمومی. افغانستان به‌عنوان مأمن تروریست‌ها ، نخستین قربانی هر دو عرصة عملیات‌روانی و عملیات‌نظامی شد. عراق به‌عنوان تولیدکنندهٔ سلاح‌های کشتارجمعی هم ماجرایی جز این نداشت اما ایران با اتهام فعالیت برای  تولید و دستیابی به سلاح هسته‌ای در حال حاضر سرنوشتی نرم را تجربه می‌کند و جنگ سخت برای جمهوری اسلامی ایران تا کنون رقم‌ نخورده است. به نظر می‌رسد در ابتدا هدف امریکا اجرای یک جریان پیوستة تبلیغاتی و سپس عملیات نظامی بر روی هر یک از این سه کشور بود. نقطه عزیمت و تشدید این تحرکات روانی و نظامی، حادثه 11 سپتامبر بوده است به همین دلیل ما این سه کشور را جدا از هم بررسی نمی‌کنیم و نقطه تشدید همة این جنگ و جدال‌ها را 11 سپتامبر قلمداد می‌کنیم چرا‌ که عملیات روانی و نظامی اخیرِ امریکا در منطقه را به‌عنوان یک رخداد تاریخی نمی‌توان در تجرید از عوامل همبسته و وابستهٔ منطقه‌ای و جهانی بررسی کرد.

نوشتار حاضر بر مبنای نظریهٔ هژمونی آنتونیوگرامشی قرار دارد. این نظریه، بیش از آنکه بر عوامل ساختاری و اقتصادی تکیه کند بر ایدئولوژی، نحوة بیان آن و فرآیند‌هایی که یک ایدئولوژی بر مبنای آن به حیات خود ادامه می‌دهد می‌پردازد. نقش ارتباطات در کنترل اجتماعی در این نظریه بسیار مورد توجه است. هژمونی نوعی ایدئولوژی را . . . به صورت گونه‌ای از تأثیر فرهنگی، از روی قصد و به طور برنامه‌ریزی شده گسترش می‌دهد و بر این اساس تجارب ما را از واقعیت شکل می‌دهد (مهرداد،1372). امپریالیسم رسانه‌ای امپراتوریِ امریکا نیز دقیقاً همین کارکرد را دارد؛ امپریالیسم رسانه‌ای، برای حفظ قدرت به صورت هدفمند ایدئولوژی و آگاهی کاذبی را در جامعه جهانی شکل می‌دهد؛ این معنای قدرت ایدئولوژیک همان است که هنگام صحبت از "دستکاری" توسط رسانه‌های جمعی به آن اشاره خواهیم کرد (انگلیس، 1377) در عملیات دستکاری، مردم بمباران شدهٔ جنگ‌های رسانه‌ای ممکن است خود از وجود جنگ سنگینی که بر فضای تنفس آنها جریان دارد خبر نداشته باشند (ضیائی‌پرور، 1383). با این مقدمات، سوال نوشتار در این فضای جنگ نرم رسانه‌ای و سخت این است: آیا همان‌گونه که اَبَر قدرت نظام جهانی به عنوان نئوامپراتور هزارة سوم با جنگ‌رسانه‌ای و عملیات نظامی به کشورهای افغانستان و عراق تاخت و تصرف کرد، آیا می‌تواند در مورد ایران نیز همین استراتژی را پیش  ببرد؟

 

جنگ تبلیغاتی؛ جنگ نرم نئوامپراتور

در جهان پسامدرن که رسانه‌های ملی و جهانی ما را با انبوهی از تصاویر (همان‌گونه که بخش‌های خبری تلویزیون، رویدادهای متنوعی را از نقاط مختلف جهان، به سرعت به نمایش می‌گذارند) بمباران می‌کنند، هویت ما ممکن است از طریق تجربه‌هایی که در زندگی روزمره، کسب می‌کنیم نیز از طریق رویارویی با حوادث دوردست که از طریق رسانه‌های گروهی به ضمیر خودآگاه ما وارد می‌شوند، شکل گیرد (مویر، 1379). جنگ تبلیغاتی یکی از ابزارهای نرمِ قدرت سیاسی است که در سیاست کلان هر دولت درکنار سایر ابزارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی به‌منظور تحقق اهداف سیاست‌خارجی عمل می‌کند. جنگ تبلیغاتی نوعی جنگ روانی است که می‌توان اینگونه تعریفش کرد: استفادة برنامه‌ریزی شدة دولت از اقدامات تبلیغاتی در زمان جنگ یا حالات فوق‌العاده به‌منظور تأثیرگذاری بر دیدگاه‌ها، احساسات، موضع‌گیری‌ها و رفتار گروه‌های دشمن، دوست و بی‌طرف به منظور کمک به تحقق سیاست‌های دولت (معاونت فرهنگی سپاه، 1382). جنگ تبلیغاتی را جنگ روانی، جنگ نرم، جنگ بدون خونریزی و جنگ سردِ اعصاب برای کنترل ذهن و اراده مردم و شکستن اراده دشمن نیز تعریف کرده‌اند.

جنگ روانی از مفاهیم نظامی بهره می‌گیرد اما به سلاح‌ها و شیوه‌های نظامی التفات ندارد. این جنگ به شیوه غیرنظامی و با تسلیحات تأثیرگذار تبلیغاتی به اذهان مردم هجوم می‌برد. وظیفه این عملیات روانی، تحمیل اراده‌ای خاص بر اراده دشمن است به هدف حاکم شدن بر افکار و اعمال جبهه دشمن از شیوه‌هایی غیر از شیوه‌های نظامی و اقتصادی و با استفاده از ارزش‌های روانی و با تکیه بر عناصر غیر مادی فرهنگ. در این نبرد تبلیغاتی واقعیت و صحت اخبار ارزش چندانی ندارد آنچه در این حوزه مهم است این است که مردم این اخبار و گزارش‌ها را باور کنند.

دیرینه عملیات تبلیغاتی- روانی پیشینه‌ای به قدمت تاریخ انسان دارد. از این رو، کمتر بُرهه‌ای از تاریخ حیات سیاسی‌ و نظامی بشر را می‌توان یافت که فارغ از این عنصر باشد. محققان زیادی در پی یافتن قدیمی‌ترین نمونه‌های استفاده از جنگ‌روانی بوده‌اند. در این‌ مورد "پل لاین بارگر" سابقه استفاده از جنگ‌های روانی را به جنگ گیدئون با مادها نسبت می‌دهد. در این جنگ، گیدئون برخلاف رسوم نظامی زمان خود که هر دستة صد نفره یک مشعل داشتند به هر یک از سپاهیان مشعلی داد و این توهم در ذهن ماد‌ها ایجاد شد که شمار افرادش صد برابر میزان واقعی است در نتیجه توانست بدون هیچ درگیری به پیروزی برسد (موسوی، 1386).

جنگ‌های روانی جدید، متفاوت از عملیات روانی سنتی است. تسلیحات به‌کار گرفته‌شده در این جنگ...   شامل اعلامیه، پخش برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، تماس‌های تلفنی شخصی، پست الکترونیک و حتی استفاده از تاکتیک‌های سری است که عموم مردم از آن اطلاع بسیار کمی دارند (کیلیان، 1383). جنگ‌های روانی مدرن محصول یک سری تحولات صنعتی و تکنولوژیکی است که موجب گسترش ارتباطات اجتماعی در فضا و زمان شد. از سویی پس از تحولات انقلاب صنعتی سیاستمداران از قدرت افکار عمومی مطلع شدند. بدین ترتیب تعریف خاصی از جنگ روانی به‌عنوان بخشی از کشورداری مطرح شد. جنگی که در آن کاربرد اطلاعات به‌عنوان سلاح جنگی قلمداد می‌شد (گارنر، 1383). جنگ روانی سلاح جنگی جدید در دنیای مدرن محسوب می‌شود که در حین حالت تدافعی، تهاجمی هم بود و ضمن تقویت روحیه ملت و سربازان خودی، مخرب برای روحیه دشمن نیز بود (موسوی، 1386).

جنگ روانی از اولویت‌های اساسی امریکا به شمار می‌آید (امینیان، 1383) اولین فعالیت تبلیغات مدرن امریکا به دوره ریاست جمهوری ویلسون در 1916 بر می گردد . . . مبلغان جنگ‌طلب ویلسون کمیسیون تبلیغات جنگ روانی کریل را تأسیس کردند که موفق شد طی شش ماه مردم آرامش‌طلب را به جماعتی جنگ‌طلب تبدیل کند که خواستار انهدام همه چیز آلمان بودند و فریاد برمی‌آوردند... باید به جنگ آلمان رفت و جهان را نجات داد (چامسکی، 1382). از آن زمان سازمان‌های روانی ـ تبلیغاتی آلمان با توسعه‌ای روز افزون همواره به عنوان یکی از بازو‌های آن کشور در جنگ و صلح عمل کردند.

جنگ روانی در طول جنگ جهانی بسیار مورد توجه قرار گرفت. در سال 1939 محققان آلمانی به منظور توجیه شکست کشورشان در جنگ اول جهانی اعلام کردند که مهم‌ترین علت شکست، غفلت آلمان از سلاح تبلیغات بوده است (موسوی، 1386). عملیات روانی رسانه‌ای در جنگ دوم جهانی به صورت موفقیت‌آمیزی مورد استفاده قرار گرفت و پس از آن با شروع جنگ سرد به تدریج. . . امریکا را به تأسیس مراکزی جدید برای ایجاد جنگ روانی وادار کرد و در 1950در جنگ با کره تبلیغات روانی، سرعت بیشتری یافت (رشتی، 1383) تا جایی که در کنار استراتژی نظامی- سیاسی- اقتصادی ، اصطلاح سایکو استراتژی مطرح شد.

واحد‌های روانیِ سازمان یافتهٔ امریکا در دنیای معاصر، طیف وسیعی از رسانه‌های دیداری و شنیداری، ماهواره‌ها، بورس‌های دانشگاهی، آژانس‌های تبلیغاتی و مراکز تحقیقاتی را شامل می‌شوند (عابدینی، 1385). امریکا با بیشترین سرمایه‌گذاری در زمینه فناوری اطلاعات و دراختیار داشتن شاهراه‌های ارتباطی و اطلاعاتی، خبرگزاری‌های بزرگ آسوشیتدپرس و یونایتدپرس، صنعت فیلم‌سازی هالیوود، شرکت‌های بزرگ تبلیغاتی و تحقیقاتی و دیگر غول‌های رسانه‌ای  بر جریان اطلاعات تسلط یافته و قادر شده که عملیات روانی را با اثربخشی بالاتری پیش برد.

در جنگ دوم خلج فارس(1991) نیز امریکا به نحو موثری از حربه رسانه استفاده کرد. انعکاس رسانه‌ای جنگ خلیج فارس در سال 1991(عملیات توفان صحرا) از زمان شلیک نخستین گلوله‌های رسام که به صورت پی در پی بر فراز آسمان بغداد در شب می‌درخشیدند مورد بررسی قرار گرفت. بی توجهی مردمی در ایالات متحده و اروپای غربی و دیگر نقاط جهان  به بمباران عراق در بین ماه‌های ژوئن و مارس 1991 ناشی از نوع انعکاس تصاویر تلویزیونی بود که به جای جوامع متراکم که متشکل از هشتاد میلیون انسان بود، چشم‌انداز بیابان‌های خالی از جمعیت را به نمایش می‌گذاشت و بی‌آنکه از تأثیر آن بر سرنوشت مردم تصاویری نشان بدهد آن را به صورت یک بازی ویدئویی به جای ویرانی‌های گسترده به تصویر کشید. در صورتی که پوشش تلویزیونی بسیار جزئی از مردم عراق و رنج‌های آنها، مردمان بیشتری را در مقابل سیاست امریکا در بمباران این کشور قرار می‌داد (دادس، 1383).

آغاز هزارة سوم همراه با تنش‌ها و جنگ‌های گسترده‌ای بود. پس از حادثة 11سپتامبر و حمله به  برج‌های دوقلو، نماد اقتدار اقتصادی و سازمان دفاع واشنگتن، نماد اقتدار سیاسی و نظامی نئو امپراتوری، رسانه‌های امریکایی بارها از واژه‌های اسلام و تروریست استفاده کردند. بعد از برخورد هواپیما به برج‌های مرکز تجارت جهانی، جرج بوش گفت: «ما کسانی را که دست به این حمله زدند به مجازات خواهیم رساند» ( ضیائی‌پرور،1382). و به زعم او "آن کسان" در خاورمیانه جای داشتند. دولت امریکا در تبلیغاتش کشور و مردم امریکا را خیر و دشمنان را شر خواند و از نبرد خود به جنگ روشنایی علیه ظلمت نام برد. امریکا با عملیات گسترده تبلیغاتی خود افکار عمومی را برای جنگ افغانستان آماده کرد. طبق نظرسنجی‌ها افکار عمومی امریکایی‌ها آماده جنگ با افغانستان بود.

 

فتح افغانستان؛ جنگ علیه تروریسم  

تصویر برخورد هواپیما‌های ربوده شده به برج‌های تجارت جهانی، نماد عظمت سرمایه‌داری، در ذهن امریکایی‌ها نوعی استیصال و درماندگی ایجاد کرد. بوش با حمله به افغانستان سعی کرد تا ذهنیت درمانده امریکایی‌ها را به احساس قدرت و اقتدار تبدیل کند. 26 روز پس از حادثه 11 سپتامبر، یعنی 7 اکتبر 2001 میلادی امریکا حملات نظامی خود را علیه طالبان و گروه القاعده در افغانستان آغاز کرد. از فاصله 11 سپتامبر تا حمله به افغانستان، از تبلیغات روانی بسیار سود جست. (ضیائی‌پرور، 1382) و از واژه‌هایی چون "جنگ علیه تروریسم" بسیار استفاده کرد.

امریکا در حمله به افغانستان از رسانة رادیو حداکثر استفاده را برد. هواپیمای فرماندهی  ای‌سی-130 عملیات ویژه، با پرواز از پنسیلوانیا به ارسال امواج برای مردم افغانستان پرداخت. . . در کنار عملیاتِ تبلیغات رادیویی، افغانستان با اطلاعیه و اعلامیه بمباران شد. در بسیاری از اعلامیه‌ها، دلایل جنگ اعلام شده و عنوان شده بود که امریکا صلح و امنیت را با نابودی طالبان به ارمغان می‌آورد... با وجودی که بمباران افغانستان در 7 اکتبر آغاز شد اما در  هفته اول جنگ به دلیل بادهای شدید از اعلامیه‌های تبلیغاتی که از هوا ریخته می‌شد هیچگونه استفاده‌ای نشد . . . اولین پرتاب اعلامیه در 15 اکتبر همراه با ارسال رادیویی متحدین آغاز شد.(ضیائی‌پرور، 1382).

طبق گزارش‌ها در 15 اکتبر، یک بمب افکن بی-52 تعداد 385 هزار برگ اعلامیه بر فراز شهرهای غربی غزنین و میان شبرغان و شهر غربی هرات فرو ریخت... اولین اعلامیه، یک سرباز امریکایی را نشان می‌داد که با یک شهروند افغانی در حال دست دادن بود. این اعلامیه تمام رنگی، و متن آن به رنگ آبی روشن و به زبان پشتو و دری نوشته شده بود. اعلامیه تصریح می‌کرد که " کشورهای متحد اینجا هستند تا شما را کمک کنند"... ریچارد لیبی در تاریخ 10 دسامبر در واشنگتن پست آماری جدید را اعلام کرد:" در افغانستان برای جمعیت 26 میلیون نفری حدود 18 میلیون اعلامیه پخش شد. این کار از طریق بمب‌افکن‌های فایبرگلاس بود که در وسط آسمان منفجر می‌شد (معاونت فرهنگی، 1382).

بیشترین تلاش امریکا در طول جنگ افغانستان، متوجه نبرد تبلیغاتی بود... در این نبرد از تاکتیک‌های رسانه‌ای گوناگونی استفاده شد. برای نمونه، شایعاتی مبنی بر تسلیم شدن بسیاری از اعضای طالبان و القاعده، شایعة کشته شدن ملا عمر یا بن لادن از مصادیق مهم تبلیغات سیاه به شمار می‌رفت. در این تبلیغات منابع خبری که خود را سخنگوی القاعده و طالبان معرفی می‌کردند از کشته شدن فرماندهان خود خبر می‌دادند (ضیائی‌پرور،1383). در نوع دیگری از شایعات، شیوه تبلیغات خاکستری استفاده می‌شد و مطالبی که در صدر آن اعلام می‌شد عبارت بودند از :"به گفته یک مقام آگاه"، "به گفته شاهدان عینی" و "به گفته یکی از مقامات محلی که نخواست نامش فاش شود."

 

فتح عراق؛ پاکسازی سلاح‌های کشتار جمعی

پرونده عراق در 9 اکتبر 2001 یعنی دقیقا دو روز پس از حمله نظامی امریکا به افغانستان به گردش افتاد. طی این مدت امریکا به‌خوبی در یک استراتژی روانی و تبلیغاتی به هدف آماده‌سازی افکار عمومی، همسوسازی شرکا و جذب مخاطب کشور هدف، همه چیز را آماده حمله کرد و تبلیغاتی گسترده علیه عراق به راه انداخت. در این تبلیغات روانی اصلی‌ترین ادعا این بود که عراق سلاح‌های کشتار جمعی تولید می‌کند و قصد دارد آن را به گروه‌های تروریستی از جمله القاعده بفروشد. جرج بوش اعلام کرد که عراق طرح تولید گاز اعصاب و سیاه زخم و سلاح اتمی را حدود یک دهه دنبال کرده است (دانشنامه آزاد ویکی پدیا). امریکا عملیات روانی خود را به صورت گسترده و با بهره‌گیری از توان رسانه‌ای و بزرگراه‌های ارتباطی به اجرا گذاشت تا در زمان حمله نظامی با کمترین مقاومت از سوی کشور هدف مواجه شود و با مناسب شدن شرایط جهان و منطقه، عملیات گسترده نظامی خود را در چندین نوبت به مرحله اجرا درآورد.

سرانجام با همة امّا و اگرها امریکا در سپیده دم 20 مارس 2003 به عراق حمله کرد. امریکا در این جنگ با پیشبرد استراتژی هوا به هوا و ایجاد جنگ الکترونیک و اخلال در سیستم‌های هواپیمایی، فرماندهی، اطلاعات و ارتباطات به تضعیف دشمن پرداخت. رسانه‌های خبری وارد عمل شدند فاکس نیوز، جنگ عراق را "عملیات آزادی عراق" و بی‌بی‌سی آن را "جنگ کنترل" نامید. شعارهای جنگی رسانه‌های متحدین رنگی از تهاجم نداشت و بیشتر به تبلیغات تجاری و نمایش بازی‌های رایانه‌ای شبیه بود.

هژمونی رسانه‌ای امریکا در جنگ دوم خلیج فارس را به این ترتیب فهرست کرد:

1.      اعزام گروه‌های خبرنگار مجهز به امکانات وسیع به منطقه عملیاتی عراق.

2.      کنترل کامل خبرگزاری‌های حاضر در صحنه نبرد.

3.      ایجاد ایستگاه‌های سیار در کشتی و هواپیما و پخش مستمر برنامه‌های تبلیغاتی به زبان عربی.

4.      گسترش کانال‌های رادیویی، تلویزیونی، ماهواره‌ای و پخش گسترده اعلامیه.

5.      سانسور و جعل اخبارِ ویژه در جهت تضعیف نیروهای نظامی عراقی (معاونت فرهنگی، 1382).

امریکا با برتری رسانه‌ای به عملیات روانی گسترده‌ای دست زد و در این عملیات از شیوه‌ها و مفاهیم متعددی بهره گرفت از جمله:

1.   جدا ساختن مردم از حاکمیت و ادعای آزادسازی مردم: به نظر کارشناسان عملیات روانی، عامل کلیدی در این جنگ کاهش وفاداری نظامیان و شهروندان عراقی به سران کشورشان بود (استارونسکی، 1383).

2.      استراتژی تسلیم: بی نتیجه نشان دادن مقاومت نیروهای مسلح و مردم عراق.

3.      فرار رهبران کشور: اعلام مکرر فرار رهبران و نیروهای نظامی- سیاسی عراق.

4.      سانسور اخبار: اطلاع‌رسانی کنترل شده از وضعیت فوق‌العاده جنگ.

5.      تسریع در ارسال: پیشتازی در خبررسانی برای به دست گرفتن ابتکار عمل تبلیغاتی و کنترل افکار عمومی.

6.       تبلیغات سیاه: خبر زخمی و کشته شدن صدام حسین و پخش صحنه‌های تسلیم شدن نظامیان عراقی (ضیائی‌پرور، 1383).

استراتژی طراحی شده امریکا اجرای جنگ رسانه‌ای گسترده به موازات جنگ نظامی بود. پروژه "خبرنگاران همراه" یکی از طرح‌های از پیش طراحی شدهٔ تبلیغات رسانه‌ای است. پنتاگون از ماه‌های پیش از شروع جنگ، اقدام به گزینش و تربیت خبرنگارانی کرد که خبرنگاران همراه نامیده شدند. 527 خبرنگار همراه در مقر نیروهای نظامی ارتش امریکا حضور داشتند و برای اولین‌بار تصاویر زنده عملیات جنگی را مخابره کرده، صحنه جنگ را همانند یک فیلم سینمایی به نمایش درآوردند. در طول جنگ، خبرنگارانی که مقررات پنتاگون را رعایت نمی‌کردند از رسانه‌های مطبوع خود اخراج شدند. همان‌گونه که "پیتر‌ ارنت" گزارشگر ان. بی.سی و "جرالد وریورا" خبرنگار فاکس نیوز اخراج شدند.

همچنین امریکا با یک دستگاه پخش رادیویی که در هواپیمای دی‌آی-ای‌سی-130 حمل می‌شد به زبان عربی و به طور مستقیم برای مردم عراق برنامه پخش می‌کرد... پیام رادیو تبلیغاتی امریکا از زیرکی بیشتری نسبت به تبلیغات مستقیم برخوردار بود. در یکی از پیام‌ها آمده بود: به صدام اجازه ندهید بعد از این آبروی سربازان عراقی را خدشه‌دار کند. صدام حسین از نیروهای مسلح جهت نابودی افرادی که با اهداف ظالمانه‌اش مخالفند استفاده می‌کند... اکنون تصمیم بگیرید.

ایالات متحده از اعلامیه‌ها نیز بهره بسیار برد. هواپیماهای این کشور طی22 ساعت 2 میلیون اعلامیه که مردم را به تسلیم فرا می‌خواند بر فراز شهر نجف ریختند (استارونسکی، 1383). اعلامیه‌ها علاوه بر مردم نظامیان را هم مخاطب قرار می‌داد. به مردم تذکر داده می‌شد در برابر امریکا که برای آنها آزادی و دمکراسی را به ارمغان می‌آورد مقاومت نکنند و از سوی دیگر به نظامیان اعلام می‌کرد در صورت مقاومت به سختی با آنها برخورد خواهد شد و بهترین راه تسلیم شدن در برابر نیروهای ائتلاف است (معاونت فرهنگی، 1382).

تلویزیون نیز در جنگ رسانه‌ای عراق نفوذی پررنگ داشت. امریکا از تلویزیون بیشترین استفاده را برد. شبکه‌هایی چون فاکس نیوز، سی.‌ان.‌ان، سی.بی.اس، اسکای‌نیوز و غیره 24 ساعته رخدادهای جنگ را به طور کامل کنترل شده پوشش می‌دادند. در زمینه جنگ اینترنتی نیز هزاران نامه الکترونیکی خطاب به فرماندهان عراقی در چند نوبت ارسال شد. بدین ترتیب عملیات گسترده رسانه‌ای پشتیبان عملیات نظامی در عراق شد.

 

ایران؛ آماج بمباران تبلیغاتی امپراطور

امریکا به‌عنوان ابرقدرت و ژاندارم جهان با فتح افغانستان و عراق و حفظ قلمروهای سابقش در کشورهای شمالی ایران و سواحل جنوبی خلیج فارس عملاٌ ایران را در محاصره محسوس خود قرار داده است. ایران در جبهه تضعیف کننده امپراطور قرار دارد و نظام نئوامپراطوری امریکا در موضع گیری‌های رسمی، ایران را در محور شرارت و حامی تروریست مورد خطاب قرار می دهد. جنگ تبلیغاتی ایالت متحده بعد از انقلاب اسلامی و با رویگردانی نظام سیاسی از ایدئولوژی غرب آغاز و با حادثه 11 سپتامبر و در دستور کار گرفتن پرونده هسته‌ای به اوج خود رسید. تصاویر ماهواره‌ای از سایت‌های هسته‌ای نطنز و اراک در ماهواره‌های امریکایی در دسامبر 2002 پخش شد.( مطهرنیا، 1382) و تصاویری شبیه این تا حدی از رسانه‌ها پخش شد که شایعه «بعد از عراق نوبت ایران است.» رواج زیادی یافت.

معاون وزیر امور خارجه امریکا در امور رسانه‌ای، عملیات تبلیغاتی امریکا علیه ایران را اینگونه تشریح می کند: امریکا برای جلوگیری از حس تنفر از امریکا در جهان نیروی واکنش سریعی تشکیل می‌دهد و از آنجا که مرکز اصلی این تنفر بدون تردید ایران است از این رو برنامه‌های نرم علیه ایران متمرکز شده است. بمباران خبری و تبلیغاتی علیه ایران بخشی از این برنامه‌ها است. اینگونه اقدامات مبتنی بر جنگ غیر مستقیم است. الگوی رفتاری امریکا در شرایط کنونی مبتنی بر بهره‌گیری از تکنیک‌های نرم‌افزاری است (موسوی، 1386).

برنامه‌ریزان جنگ نامتقارن کاخ سفید بر این اعتقادند که هر گونه اقدامات سرعتی نظامی منجر به شکل‌گیری فرآیند‌هایی می‌شود که امکان مهار آن وجود نخواهد داشت (عابدینی، 1385). بنابراین اقدامات نامتقارن روانی ـ تبلیغاتی برخلاف عملیات نظامی برای دوران طولانی و در سطح گسترده، سازماندهی شده است. بر این اساس دستگاه تبلیغاتی عملیات روانی امریکا... از سه مسئله را محور برنامه‌های تبلیغاتی خود قرار داده است: مردمی نبودن حکومت، بی‌کفایتی مسئولان و جنگ قدرت بین مسئولان نظام. آنها از این طریق القا می‌کنند که جمهوری اسلامی فاقد مشروعیت مردمی است و در پی خواسته‌های مردمی نیست. مسئولان حکومتی فاقد توانایی لازم برای اداره کشور هستند و بیش از آنکه به مردم بیندیشند، مشغول تنش و کشمکش با یکدیگرند و اظهار می‌دارند که جمهوری اسلامی نظامی پر از شکاف و ناکارآمد است.

ایالات متحده علاوه بر تبلیغات روانی گسترده در سطح ایران در سطوح منطقه‌ای و جهانی هم جوسازی می‌کند.  این کشور با توسل به ادبیات سلطه در صدد است که افکار عمومی داخلی و خارجی را با خود همراه سازد تا در صورت وقوع عملیات تحریمی و نظامی حمایت‌های ملی و فراملی را در اعمال فشار بر ایران به دست آورد. ایالات متحده، کشورهای منطقه و سایر کشورهای اروپایی را از اقدامات جمهوری اسلامی با زدن اتهاماتی از این قبیل می‌ترساند: گسترش بنیادگرایی اسلامی؛ پافشاری جمهوری اسلامی در نادیده گرفتن حقوق بشر؛ بر هم زدن توان منطقه‌ای با حمایت مالی و معنوی از گروه‌های حزب الله، حماس و فتح؛ تهدید آشکار و پنهان علیه رژیم صهیونیستی؛ دستیابی به تسلیحات هسته‌ای در جهت فروش به کشورها و گروه‌های تندروی افراطی و ایجاد مثلث شیعی در تضاد با کشورهای سنی‌نشین. امریکا با جنگ تبلیغاتی گسترده سعی می‌کند ایران را کشوری نامطلوب برای امنیت بین‌الملل جلوه دهد تا فضایی ایجاد شود که در آن اجماع جهانی علیه جمهوری اسلامی شکل گیرد.   

سفرهای دیپلماتیک سران امریکایی به کشورهای عربی به منظور حمایت دولتمردان و توجیه افکار عمومی کشورهای عرب‌نشین، استقرار موشک‌ها و ناوهای امریکایی در خلیج فارس، تضمین حمایتی از کشورهای نفتی، دستگیری دیپلمات‌های ایرانی در اربیل به اتهام خرابکاری و فشار به کشور‌های منطقه و جهان برای محدود ساختن روابط با ایران از جمله برنامه‌های تبلیغی- عملی است که امریکا در حال اجرای آن می‌باشد. عملیات روانی به منظور دستیابی به خواسته‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی از اولویت‌های امریکا در برابر ایران است . جنگ تبلیغاتی غرب به دلیل مخرب بودن حملات نظامی در وضعیت کنونی از ابزارهای گره‌گشای امریکا به شمار می‌رود.

کاخ سفید علیرغم آگاهی از این مسئله که جمهوری اسلامی ایران منافع امپراتوری‌اش را در خاورمیانه به چالش می‌کشد، بیش از آنکه از روش‌های سخت نظامی بهره گیرد از جنگ‌های تبلیغاتی استفاده می‌کند چراکه جنگ نظامی در موقعیت فعلی هزینة سنگینی دارد ولی ایالات متحده ابزار کافی برای یک جنگ نرم سازمان یافته را در اختیار دارد. پس اتخاذ استراتژی جنگ نرم از سوی این کشور از چند مسئله ناشی می‌شود: الف) توان و قدرت ایران، ب) تنگنای امریکا در عراق،  ج) موضع‌گیری متفاوت اروپا به خصوص روسیه و چین.

ژوزف نای از استراتژیست‌های امریکایی با طراحی شکل نوینی از "معادله قدرت" می‌گوید: مشخصه پیروزی بزرگ آن نیست که کشوری در اقدامات نظامی خود بتواند ارتش کشور دیگر را مغلوب کند. مشخصه جنگ بزرگ در نتایج حمله است. جنگ عراق صرفا معادله قدرت در خاورمیانه را با ابهامی بیشتر همراه ساخت. بنابراین بعید به نظر می‌رسد ایالات متحده الگوی مشابهی را در مواجهه با ایران اتخاذ کند... هزینه‌های امنیتی- سیاسی اشغال ایران بی‌نهایت گسترده و فراگیر است. موسسه امریکایی "اینتر پرایز" که در جهت عملیات نامتقارن علیه ایران فعالیت می‌کند هم تشریح کرده که در شرایط موجود استفاده از ابزار نظامی نامطلوب است (عابدینی، 1385).

افزون بر شرایط کنونی امریکا، وضعیت ایران نیز بسیار حساس است. توان پنهان ایران در نفوذ بر گروه‌های لبنانی و فلسطینی در جهت هدایت اوضاع منطقه و به خطر انداختن منافع امریکا همواره اهرم فشاری در دست جمهوری اسلامی بوده است. از سوی دیگر، تجربه تاریخی ایرانیان به گونه‌ای است که برآیند آن یک فرهنگ کاملاً پیچیده است. در این شرایط ممکن است فتح نظامی ایران مسیر شود اما ثبات‌دهی و آرامش‌بخشی در آن بسیار پیچیده است. بلعیدن ایران به نظر آسان اما هضم آن به یقین بسیار دشوار است.

فرهنگ پیچیدة ایرانی در جهتی است که در لحظه موعود تمام اختلافات و تضادهای خود را فراموش کرده، به مقابله با بیگانگان می‌رود. بدین سبب به غیر از ایران تمام منطقه در دوره استعمار اروپا مستعمره شد. ایرانیان متخصص فریب دادن دشمنان هستند... در زمانی که بحث حمله نظامی به ایران مطرح شد نه تنها از داخل ایران صدایی جز مخالفت با تهدید امریکا شنیده نشد حتی فرزند شاه مخلوع ایران هم در نامه‌ای به ریاست جمهوری امریکا ... با حمله نظامی به ایران مخالفت کرد ... گروه‌های چپ مخالف جمهوری اسلامی، هواداران حقوق بشر و اصلاح‌طلبان خارج از کشور هم در رایانه‌های امریکایی ثبت کردند که ایران سرزمین بزرگی است و مردمانش در برابر تعرض خارجیان در مقاومت و همصدایی با هم کوتاه نخواهند آمد (بهنود، 1380).

نتیجه‌گیری

امریکا پس از پایان جنگ دوم جهانی تا سقوط اتحاد جماهیر شوروی ابزارهای رسانه‌ای خود را در سراسر جهان گسترش داد و به یک هژمون رسانه‌ای دست یافت. به طور کلی، این کشور تمام استراتژی‌های نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را با اتکا به محمل رسانه‌ای فراگیر خود هموار می‌سازد. در واقع، هزاران ایستگاه رادیو-تلویزیونی، ماهواره، اینترنت در سراسر جهان بسترساز حضور نظامی، اقتصادی و فرهنگی این کشور می‌شوند. امریکا در مقابله با مخالفت‌های کنونی افکار عمومی جهانی، تجارب نبردهای تبلیغاتی سهمگین در دورة طولانی جنگ سرد را به کار می‌برد. این کشور پس از حوادث 11 سپتامبر، به بهانة از بین بردن ریشه‌های تروریسمی که خود بنیانگذار آن بود به افغانستان و سپس عراق لشکرکشی کرد. همچنانکه اشاره شد پیش از آغاز تهاجم، عملیات روانی و تبلیغاتی وسیعی در سطح امریکا و جهان توسط رسانه‌های این کشور انجام شد. نقش این نوع عملیات به اندازه‌ای بود که گاه ابعاد نظامی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. در واقع، تصویر ذهنی افکار عمومی در عبور از دهلیزهای رسانه‌ای به شدت دستکاری و بازسازی می‌شد. به گونه‌ای که حتی می‌توان گفت عملیات نظامی در این جنگ پیوست عملیات روانی شد. با وجود این، امریکا در مواجهه با ایران هشدارهای بی‌شماری را از سوی دستگاه امنیتی داخلی و سازمان‌ها و کشورهای خارجی دریافت کرده است. هژمونی تبلیغات روانی رسانه‌های امریکایی با دستکاری واقعیت‌های حیات اجتماعی به تسلط ایدئولوژی آن در جهان کمک می‌کند.

ایالات متحده در حال حاضر تبلیغات گسترده‌ای علیه ایران به‌راه انداخته است. اما با توجه به وضعیت داخلی، منطقه‌ای و جهانی عملیات نرم روانی به جنگ نظامی ختم نمی‌شود. زیرا، علاوه بر وضعیت نابه‌سامان امریکا در عراق و مخالفت سازمان‌ها و کشورهای جهانی، وضعیت داخلی ایران نیز بسیار پیچیده است و با وضعیت همسایگان غربی و شرقی خود کاملاً تفاوت دارد. سخن آخر اینکه، حساسیت در برابر تهاجم خارجی به ایران بسیار بالا است تا حدی که مخالفان جمهوری اسلامی نیز با حمله نظامی به خاک ایران مخالفت می‌کنند. دلیل گرایش امریکا به عملیات روانی و جنگ نرم را می‌توان در این نکته دریافت.

منابع

-       احمد رشتی، جيهان (1383)، تبلیغات در رسانه‌های ارتباط جمعی، ترجمه ع شری‌زاده، تهران: ندای دوستی

-       استارنوسکی، مارل( 1383)، عملیات روانی نیروهای مسلح ایالت متحده، تهران، معاونت فرهنگی سپاه

-       العوینی، محمد علي(1369)، امپریالیسم تبلیغاتی، ترجمه محمد سپهری، تهران : سازمان تبلیغات اسلامی

-       انگلیس، فرد(1377)، نظریه رسانه‌ها، ترجمه محمد حقیقت کاشانی، تهران: سروش

-       بهنود ، مسعود(1382)، پس از 11 سپتامبر، تهران، علم

-       چامسکی ،نوام( 1383) کنترل رسانه‌ها، ترجمه ضياء خسرو شاهی، تهران: درسا

-       دادس، کلاوس(1383)، ژئوپلیتیک در جهان متغیر، ترجمه زهرا احمدی پور، تهران: بلاغ دانش

-       ضیائی پرور، حميد( 1383)، جنگ نرم، تهران: موسسه فرهنگی مطالعات معاصر

-       عابدینی، فرهاد( 1385)، پروژه جنگ روانی امریکا علیه ایران، وب‌سایت مرکز مطالعات فرهنگی- سیاسی

-       گاردنر، جورج(1383)، جنگ روانی و تبلیغات، تهران، معاونت فرهنگی ستاد مشترک سپاه

-       معاونت فرهنگی سپاه( 1382)، عملیات روانی، تهران: نصایح

-       موسوی، محمد(1386)،  همه چیز درباره جنگ روا نی، روزنامه ایران، شماره3617

-       مویر، ریچارد(1379)، درآمدی نو بر جغرافیای سیاسی، ترجمه دره میرحیدر، تهران: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح

-       Htpp// aftab news.ir

-       Htpp// fa. Wikipedia.org

-       www.hamshari online.net

-       www.joulnalist.irx



[1] دانشجوي كارشناسي ارشد جغرافياي سياسي دانشگاه تهران

[2] دانشجوي كارشناسي ارشد مطالعات فرهنگي و رسانه دانشگاه تهران

نسخه چاپي ارسال به دوست
امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: